مدرسه فمینیستی

        صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        روزنامه دیواری   

        اخبار   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        5 شهریور

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        دانشگاه و زنان    

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

«پروينِ شاکر» قرينه يِ‌ «فروغ فرخزاد» در ادبياتِ اردو...

محمد فلاح نیا و عالمگیر هاشمی-4 بهمن 1388

مدرسه فمینیستی: زندگی و آثارِ پروين شاکر ، شاعرِ پاکستانی ، قرينه ای از زندگیِ فروغ فرخزاد در ادبِ اردو است. پروين گام برداشتن در فضايِ ادبيات را در سنينِ‌ نوجواني با سرودنِ اشعارِ کلاسيک عاشقانه آغاز کرد و در آخرِ عمر از شاعرانِ پيش رو در ادبياتِ مدرن ِ زبان اردو محسوب می شد. پروين شاکر در 24 نوامبر سال1952 در شهر کراچی پاکستان متولد شد و در رشته های ادبيات انگليسی و زبان شناسی تحصيل کرد. شاکر در سال 1990 مدرس دانشگاه "ترينيتی" در هارفوردآمريکا و در سال 1991 مدرس دانشگاه هاروارد بود.

زندگیِ خصوصی او مشابهت هايی با زندگی خصوصی فروغ فرخزاد دارد . همسرِ او ناصر علی ، پزشک متخصصي بود که بعد ها از او جدا شد و حاصلِ ازدواجِ آن ها پسری به نام "سيد مراد علی" بود.

پروین شاکر در زمان حياتش با ادبياتِ ايران و شاعرانِ زن ايرانی آشنا بوده است و به ويژه آثار طاهره قرةالعين و فروغ فرخزاد را مطالعه کرده است . اشعار او هوایِ تازه ای در ادبيات اردو محسوب می شوند. همانند فروغ او از تاثير گذارترين افرادی بود که صدا و موضوعاتِ زنانه را در اشعار خود بازتاب داد که تا آن زمان در ادبيات اردو بی سابقه بود. موضوعاتی مانندِ عشق و مشکلاتِ اجتماعیِ زنان که خود با آن ها درگير بود.

فضایِ حاکم بر بيش ترِ اشعار پروین شاکر فضايی بی پيرايه و ساده است .کتاب اول او "خوشبو" جايزه ی "آدامجي" که از معتبرترين جوايز فرهنگی پاکستان است را به دست آورد. همچنين او در طول حياتش به دريافتِ جايزه یِ "افتخارات فرهنگی" نايل شد که سالانه از طرفِ رييس جمهور پاکستان به هنرمندانی اهدا مي شود که کارهایِ قابل قدردانی برای فرهنگِ کشورِ پاكستان انجام داده باشند. (به عنوانِ نمونه اين جايزه به "نصرت فاتح علي خان " ‌قوالِ معروفِ پاكستاني هم اهدا شده است.)(1)

زندگیِ کوتاه ومرگ زود هنگام و حتی شيوه یِ مرگِ پروين شاکر نيز از ديگر شباهت های زندگی او با فروغ فرخزاد است ، او به سال 1994 در سن 42 سالگی در سانحه یِ رانندگی در گذشت و پس از مرگش شايعاتي پيرامونِ عمدي بودنِ تصادف و مرگِ او بر سر زبان ها افتاد . دوست دارانش با توجه به سوابق و فعالييت هايِ سياسي اش احتمالِ به قتل رسيدنِ او را ضعيف نمي دانستند.

ميراثِ ادبیِ اين شاعر پاکستانی مانندِ فروغ 5 دفترِ شعر به نام هايِ خوشبو (1976) ، صد برگ (1980) ، کلامِ من (گفتگو با خود ) (1990) ، انکار (1990) ، ماهِ تمام (1994) است.

بعد از مرگِ ‌پروين مجموعه شعری از آثارِ او گرد آوري و با نامِ "كفِ آيينه " و مجموعه ای از مطالبي كه در زمانِ حياتش در روزنامه ها يِ مختلف نوشته بود با نامِ " گوشه يِ‌ چشم" منتشر شد .

اين آثار بار ها به زبان های زنده یِ دنيا از جمله فرانسه و انگليسی ترجمه شده اند. همچنين سازماني توسطِ دوستانش پايه گذاري شده كه هر ساله جايزه اي را با نامِ " تصويرِ خوشبو " با يادِ پروين به شاعران اهدا مي كند.

تعدادی از اشعار او را با هم می خوانيم :

"يک پيغام"

- هوای آشنايی است.
- درختان
- خنده ی باران را
- منعکس می کنند
- و شاخه های سبزشان ،
- شکوفه های طلايی به تن می کنند
- و بر افکار ِ آدمی
- لبخند می زنند.

- نسيم چون حجابی در برابر انوار صورتی است
- و مسير باغی که ما را می شناسد،
- به ما می نگرد.

- اينک لحظه ی طلوع ماه،
- که به انتظار ما نشسته است...


"خطوط تب کرده..."

- او چگونه از من گلايه می کند؟
- افراد بسياری بين ما قرار گرفته اند
- و ما ديگر قادر به گفتگو نيستيم.

- فصل اولين باران،
- اولين برف،
- شب های مهتابی،
- عطر عصر ،
- وخنکای آبیِ صبح دم،
- جمله بيهوده اند...
- قلبم چه قدر درد می کند!

- امروز بين او و من
- ديگری وجود ندارد.

- باکوچک ترين حرکتِ دستی
- می توان پيوندی ايجاد کرد.

- اما از آخرين باری که صدايش را شنيدم
- چند فصل سپری شده است؟

- برايم آسان است که او را بخوانم،
- اما حقيقت اين است که دست و دلم
- آهنگ يکسانی ندارند.

- حقيقت اين است که يکسانند
- اما قلب ها به قدر کفايت به هم نزديک نيستند...


"گل های صورتی"

- گل های صورتی شکفتند
- در فصلی که تو را ديدم.
- با بازگشت تو آن ها دوباره باز می شوند،
- گويی که زخم هايم التيام می يابند.

- تا کی اين ستون ها تاب می آورند
- لرزش اين خانه ها را بر روی پايه هايشان؟

- خاطرات ِ قديمی باز گشته اند،
- درست مثل ِ اولين ديدارمان:
- جسمم سريع قدم بر می داشت

- و پاهايم را
- با شيفتگی ،
- بر راه فرود می آورد...


"کارگر کارخانه"

- روح سياهی در دماهای جهنمی از نطفه ی زغال سنگ زاده می شود.

- کار او اين است که زغال ها را
- با بيل درون کوره ی سوزان بريزد

- برای اين کار،
- اضافه کاری و برنامه یِ غذايی ويژه دريافت می کند
- و در يک زمان بيش تر از چهار اسب از او کار نمی کشند!

- او شايد خودش هم نمی داندکه
- با مرگ پيمانش را امضا کرده است!
- بی گمان او نمی داندکه او خود
- سوختی برای اين کوره است!


"ما همه دکتر فاستوس هستيم!"

- تا حدودی ما همه دکتر فاستوس هستيم!
- از يک جهت به خاطر ديوانگی اش،
- واز ديگر سو به خاطر معامله کردن روحش با پليدی!

- از يک جهت به خاطر چشمانش
- که آن ها را با روياهايش معامله کرد،

- و از ديگر سو
- به خاطر تقديم کردن فکرش به عنوان وثيقه!

- همه یِ آن ها احساسی را از ما می گيرند
- که بهای روز های ماست!

- بنابر اين بررسی گنجينه ی زندگی می گويد:
- در اين ايام
- با وجود آن ها که قدرت را می خرند،
- خود پسندی امری است بسيار رايج!


"من کجا هستم؟"

- من کجای زندگی ات هستم؟

- در نسيم فرح بخش صبح گاهی
- يا در ستاره ی بی سوی آغاز غروب؟

- در نم باره های مشوش
- يا باران های سيل آسا؟

- درتابش نقره ای ماه
- يا در بعد از ظهری داغ؟

- در افکار عميقت
- يا در زمزمه های اتفاقی؟

- من کجای زندگی ات هستم؟

- از کار بر می گردم
- در تعطيلات آخر هفته ،
- در ساحلی آرام
- يا در جايی نامشخص؟

- رهايی ابريشمين دودم در ميان انگشتانت ،
- يا يک وقت پر کن سهل الوصول؟

- درلحضات شادی آورِ بدون شرابم
- يا در لحظه های ِ جدايی ِ بی نام؟

- در ميان ِ شکستن هایِ رويای عاشقانه ات هستم
- و يا آغازی دوباره ام؟

- من کجای زندگی ات هستم؟


- ترجمه از انگليسی : محمد فلاح نيا
- ترجمه از اردو : Alamgir Hashmi

1-برايِ آگاهي بيش تر به نشانيِ اينترنتيِ زير مراجعه شود :

http://teabreak.pk/pride-of-performance-arts-literature-200/17744/




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    «ویدئو - گزارش» از زنان    لایحه ضد خانواده    مهمان مدرسه    مبصر کلاس    مشق هفته    چالش ما(ه)    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    ویژه نامه ها    کلوپ نسوان    کافه مونث    اخبار    روزنامه دیواری