روز جهانی زن / فرخ قره داغی

هر ساله‌ 8 مارس‌ روز جهاني‌ زن‌ است‌. خاستگاه‌ اين‌ روز فقط‌ رويدادهاي‌ تاريخي‌ نيست‌، هر چند كه‌ زمينه‌ي‌ اجتماعي‌اش‌ در مبارزات‌ زنان‌ براي‌ بهبود شرايط‌ كاري‌ خود قرار دارد. اين‌ روز در روند اعتراضات‌ و فعاليت‌هاي‌ سياسي‌ زنان‌ شكل‌ گرفت‌ و نمادي‌ شد براي‌ تجليل‌ زنان‌ از سوي‌ همه‌ي‌ كساني‌ كه‌ از مبارزات‌ زنان‌ براي‌ بهبود شرايط‌ زندگي‌شان‌ دفاع‌ مي‌كنند. در آغاز قرن‌ بيستم‌، زنان‌ بسياري‌ در كشورهاي‌ صنعتي‌ با دستمزد اندك‌، شرايط‌ كار ناانساني‌ و بدون‌ هيچ‌گونه‌ امكاني‌ براي‌ پيشرفت‌ به‌ بازار كار وارد شدند. چنين‌ شرايطي‌ منجر به‌ مبارزات‌ صنفي‌اي‌ شد كه‌ زنان‌ كارگر را نيز هم‌ به‌ شكل‌ سازمان‌ يافته‌ و هم‌ خودبه‌خودي‌ به‌ تحرّك‌ وا داشت‌. مبارزات‌ آنان‌ بود كه‌ زمينه‌ي‌ شكل‌گيري‌ روز جهاني‌ زن‌ شد.

در مراحل‌ آغازين‌، اين‌ روز به‌ پاس‌ مبارزات‌ كساني‌ برگزار شد كه‌ براي‌ خاتمه‌ بخشيدن‌ به‌ وضعيت‌ كاري‌ فلاكت‌بار زنان‌ كارگر در كارگاه‌ها و كارخانه‌هايي‌ بدون‌ رعايت‌ استانده‌هاي‌ عادلانه‌ي‌ كاري‌ تلاش‌ كردند. اكنون‌، روز جهاني‌ زن‌ نه‌ تنها براي‌ تجليل‌ از آناني‌ است‌ كه‌ مبارزه‌ را آغاز كردند بلكه‌ براي‌ گرامي‌داشت‌ كساني‌ است‌ كه‌ به‌ منظور شناخت‌ و دگرگوني‌ همه‌ي‌ امكانات‌ در راستاي‌ بهبود زندگي‌ زنان‌، اين‌ راه‌ را چه‌ در سطح‌ منطقه‌اي‌ و چه‌ جهاني‌ ادامه‌ دادند و ادامه‌ مي‌دهند.

طي‌ دو قرن‌ گذشته‌ زنان‌ به‌ پيشرفت‌هاي‌ زيادي‌ نايل‌ شده‌اند: در اكثر كشورها داراي‌ حق‌راي‌ هستند، از حق‌ داشتن‌ مايملك‌، حق‌ نگهداري‌ از فرزندان‌ و امكان‌ كنترل‌ باروري‌ خود برخوردار شده‌اند. زنان‌ هم‌ چنين‌ به‌ عنوان‌ نيروي‌ كار موفقيت‌هاي‌ زيادي‌ كسب‌ كرده‌اند. ولي‌ دستيابي‌ به‌ اين‌ حقوق‌ مانع‌ از آن‌ نيست‌ كه‌ در برخي‌ از كشورها از جمله‌ افغانستان‌ مورد ستم‌ نباشند. و يا حتا كشته‌ نشوند، و يا در افريقا با جراحي‌ ختنه‌ تا آخر عمر با خطر ابتلا به‌ بيماري‌هاي‌ گوناگون‌ مواجه‌ نباشند. زنان‌ هنوز به‌ عنوان‌ غنيمت‌هاي‌ جنگي‌ مورد تجاوز قرار مي‌گيرند؛ هنوز در معرض‌ انواع‌ خشونت‌هاي‌ خانگي‌ هستند و از شوهران‌شان‌ كتك‌ مي‌خورند. حتا در امريكا زنان‌ كارگر به‌ ازاي‌ كار يكسان‌ 6/0 مردان‌ دستمزد مي‌گيرند.

زنان‌ نيمي‌ از جمعيت‌ جهان‌ را تشكيل‌ مي‌دهند. با مجموع‌ 23 ساعات‌ كار، 110 درآمد جهاني‌ را به‌ خود اختصاص‌ مي‌دهند و كمتر از 1100 دارايي‌ جهان‌ را در اختيار دارند (گزارش‌ سازمان‌ ملل‌ ـ 1980).

بالطبع‌ صرف‌ ناميدن‌ روزي‌ به‌ نام‌ روز جهاني‌ زن‌ در جوامعي‌ كه‌ تبعيض‌ و بي‌عدالتي‌ در آن‌ها بيداد مي‌كند راه‌گشا نيست‌. اين‌ روز، روز آگاه‌ شدن‌ از و تامل‌ بر شناخت‌ها و دستاوردهايي‌ بايد باشد كه‌ در طي‌ يك‌ سال‌ در نهادهاي‌ مدني‌ و سياسي‌ مربوط‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ زنان‌ يا سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌ و دولتي‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. حتا در كشورهايي‌ كه‌ زنان‌ از آزادي‌ و استقلال‌ نسبتاً بالايي‌ برخوردارند، قضاوت‌ها و پيش‌فرض‌هاي‌ جنسيت‌ گرايانه‌ به‌ طرز عميق‌ و ريشه‌داري‌ در آنان‌ دروني‌ شده‌ است‌ و اين‌ روز براي‌ آنان‌ نيز مي‌تواند فرصتي‌ براي‌ شناخت‌ واقعيت‌ها باشد، واقعيت‌هايي‌ كه‌ از سوي‌ قدرت‌هاي‌ موجود لاپوشاني‌ مي‌شوند.

در تأكيد بر ضرورت‌ وجود روز جهاني‌ زن‌، قطع‌نامه‌ي‌ عمومي‌ سازمان‌ ملل‌ به‌ دو مورد اشاره‌ مي‌كند: نخست‌، درك‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ حفظ‌ صلح‌ و پيشرفت‌ اجتماعي‌ و كاربرد فراگير حقوق‌ بشر و آزادي‌هاي‌ بنيادي‌ در هر جامعه‌اي‌ منوط‌ به‌ مشاركت‌ فعال‌، برابري‌ و پيشرفت‌ زنان‌ است‌. و دوم‌، شناخت‌ نقشي‌ كه‌ زنان‌ در تحكيم‌ صلح‌ و امنيت‌ جهاني‌ ايفا مي‌كنند. (سازمان‌ ملل‌/ بخش‌ توسعه‌ زنان‌ 1996)

فرازهايي‌ از روند شكل‌گيري‌ روز جهاني‌ زن‌

در انقلاب‌ فرانسه‌ در سال‌ 1789، زنان‌ پاريسيِ خواهانِ «آزادي‌، برابري‌، برادري‌»، ضمن‌ يك‌ راه‌پيمايي‌ به‌ سوي‌ ورساي‌ براي‌ نخستين‌ بار خواستار حق‌ راي‌ براي‌ زنان‌ شدند. نخستين‌ فعاليت‌ سازمان‌ يافته‌ي‌ زنان‌ كارگر جهان‌ در نيويورك‌ در 8 مارس‌ 1857 به‌ وقوع‌ پيوست‌. در اين‌ اعتصاب‌ صدها زن‌ كارگر كارگاه‌هاي‌ نساجي‌ در اعتراض‌ به‌ دستمزد اندك‌، ساعات‌ كار طولاني‌، شرايط‌ ناانساني‌ كار و نداشتن‌ حق‌ راي‌ شركت‌ داشتند. در 1866 در نخستين‌ كنگره‌ي‌ انجمن‌ بين‌المللي‌ كارگران‌ قطعنامه‌اي‌ در مورد كار تخصصي‌ زنان‌ به‌ تصويب‌ رسيد و در آن‌، سنتي‌ كه‌ جايگاه‌ زنان‌ را در خانه‌ مي‌دانست‌، صريحاً به‌ چالش‌ گرفته‌ شد. در 19 جولاي‌ 1889 ، كلارا زتكين‌ (Clara Zetkin) در كنگره‌ي‌ انترناسيونال‌ دوم‌ در پاريس‌، نخستين‌ سخنراني‌ خود را در مورد مسايل‌ زنان‌ ايراد كرد. او داشتن‌ حق‌ كار براي‌ زنان‌ و حمايت‌ از مادران‌ و كودكان‌ و در عين‌ حال‌ مشاركت‌ زنان‌ در امور ملي‌ و بين‌المللي‌ را خواستار شد. در 1889، كنفرانس‌ زنان‌ عليه‌ جنگ‌ در هلند، نقطه‌ي‌ شروع‌ جنبشي‌ ضد جنگ‌ بود. در 8 مارس‌ 1908 ، 51 سال‌ پس‌ از نخستين‌ اعتصاب‌ سازمان‌دهي‌ شده‌ي‌ زنان‌ كارگر صنايع‌ نساجي‌ نيويورك‌، مجدداً زنان‌ كارگر اين‌ صنايع‌ در اعتراض‌ به‌ ساعات‌ كار طولاني‌، شرايط‌ نامساعد كاري‌ و كار كودكان‌ دست‌ به‌ راه‌پيمايي‌ زدند. اين‌ راه‌پيمايي‌ها به‌ دخالت‌ پليس‌ انجاميد. در اواخر سال‌ 1908، بنا به‌ درخواست‌ جمعي‌ از زنان‌ از حزب‌ سوسياليست‌ امريكا، آخرين‌ يكشنبه‌ي‌ ماه‌ فوريه‌ي‌ هر سال‌ از 1909 به‌ بعد به‌ منظور برگزاري‌ تظاهرات‌ در حمايت‌ از حق‌ راي‌ زنان‌ «روز ملي‌ زن‌» ناميده‌ شد. مبارزات‌ ادامه‌ يافت‌. از نوامبر 1909 تا اواسط‌ فوريه‌ي‌ 1910، اعتصاب‌ فراگير كارگران‌ نساجي‌ عليه‌ اخراج‌ و ارعاب‌ اعضاي‌ اتحاديه‌ي‌ بين‌المللي‌ كارگران‌ پوشاك‌ زنانه‌ از سوي‌ كمپاني‌ها به‌ درازا كشيد. 20000 كارگر از 500 كارگاه‌ كه‌ 75% آنان‌ زن‌ بودند، در اين‌ اعتصاب‌ شركت‌ داشتند. اعتصاب‌ با خشونت‌ پليس‌ شكسته‌ شد و بيش‌ از 700 نفر دستگير شدند و شرايط‌ ناانساني‌ كار بي‌تغيير ماند. مدت‌ كوتاهي‌ پس‌ از اعتصاب‌ يكي‌ از كارگاه‌هاي‌ نساجي‌ دچار آتش‌سوزي‌ شد. درها بسته‌ بود و از 500 كارگر كارخانه‌، 154 زن‌ در آتش‌ سوختند.

در 1910، در دومين‌ كنفرانس‌ زنان‌ سوسياليست‌ در كپنهاك‌، كلارا زتكين‌ پيشنهاد كرد روزي‌ به‌ نام‌ «روز جهاني‌ زن‌» براي‌ گرامي‌داشت‌ مبارزات‌ همه‌ي‌ زنان‌ با آرمان‌ برابري‌ تعيين‌ شود. زنان‌ شركت‌ كننده‌ در اين‌ كنفرانس‌ از 17 كشور، پيشنهاد او را پذيرفتند. در پي‌ تصميم‌ اتخاذ شده‌ در كنفرانس‌ كپنهاك‌، روز جهاني‌ زنان‌ براي‌ نخستين‌ بار در 19 مارس‌ 1911 در اتريش‌، دانمارك‌، آلمان‌ و سوئيس‌ برگزار شد و بيش‌ از يك‌ ميليون‌ زن‌ و مرد در راه‌پيمايي‌هاي‌ اين‌ روز شركت‌ كردند. علاوه‌ بر حق‌ راي‌ و تصدي‌ مشاغل‌ دولتي‌ براي‌ زنان‌، آنان‌ خواستار حق‌ كار، آموزش‌هاي‌ حرفه‌اي‌ و پايان‌ بخشيدن‌ به‌ تبعيضات‌ شغلي‌ بودند. در 1912، اين‌ راه‌پيمايي‌ها در فرانسه‌، هلند و سوئد نيز برگزار شد. در 1913، تاريخ‌ روز جهاني‌ زن‌ به‌ پاس‌ بزرگ‌داشت‌ اعتصاب‌ زنان‌ كارگر نساجي‌ نيويورك‌ در دهه‌ي‌ 1850 به‌ 8 مارس‌ تغيير پيدا كرد. در روسيه‌ از 1913 روز جهاني‌ زن‌ را جشن‌ گرفتند. در 1914 روز جهاني‌ زن‌ زير پرچم‌ مبارزه‌ براي‌ صلح‌ و به‌ منظور اعتراض‌ عليه‌ جنگ‌ در اروپا برگزار شد. از 1913 تا 1915 ـ كم‌ و بيش‌ ـ روز جهاني‌ زن‌ در 8 مارس‌ و به‌ رهبري‌ سوسياليست‌ها با انجام‌ راه‌پيمايي‌ و تظاهرات‌ در برخي‌ از شهرهاي‌ اروپايي‌ جشن‌ گرفته‌ شد. پس‌ از 1915، مراسم‌ روز جهاني‌ زنان‌ به‌صورت‌ اتفاقي‌ در برخي‌ از كشورها از قبيل‌ اسپانيا و چين‌ و هم‌ چنين‌ در بخش‌هايي‌ از امريكا از سال‌ 1916 تا اواخر دهه‌ي‌ 1930 برپا مي‌شد. در 23 فوريه‌ي‌ 1917 (8 مارس‌ مطابق‌ تقويم‌ اروپايي‌) زنان‌ پتروگراد، روز جهاني‌ زن‌ را مستقل‌ از خواست‌هاي‌ رهبري‌ جنبش‌ كارگري‌ آن‌ زمان‌ برگزار كردند و تظاهرات‌ زنان‌ كارگر نساجي‌ به‌ شورش‌ براي‌ نان‌ و سپس‌ به‌ انقلاب‌ فوريه‌ انجاميد. پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اكتبر 1917، روز جهاني‌ زن‌ در شوروي‌ از 1922 تعطيل‌ رسمي‌ اعلام‌ شد. بعد از خاتمه‌ي‌ جنگ‌ جهاني‌ دوم‌، در امريكا مراسم‌ روز جهاني‌ زن‌ برگزار نمي‌شد چرا كه‌ شرايط‌ جنگ‌ سرد سبب‌ شد زمينه‌ي‌ شكل‌گيري‌ تاريخي‌ اين‌ روز «كمونيسم‌» يا «داراي‌ منشأ روسي‌» نمايانده‌ شود. اگرچه‌ در اين‌ ايام‌ هم‌ چنان‌ به‌ صورت‌ پراكنده‌اي‌، مراسم‌ اين‌ روز در اروپا برگزار مي‌شد. در 1945 منشور سازمان‌ ملل‌، نخستين‌ توافق‌نامه‌ي‌ بين‌المللي‌ بود كه‌ برابري‌ جنسيتي‌ را به‌ عنوان‌ يكي‌ از حقوق‌ اساسي‌ بشر اعلام‌ كرد. در امريكاي‌ شمالي‌ در اواخر دهه‌ي‌ 1960 ، روز جهاني‌ زن‌، همراه‌ با آغاز موج‌ دوّم‌ فمينيستي‌ جشن‌ گرفته‌ شد. در اوايل‌ دهه‌ي‌ 1970 در انگليس‌ مجدداً، اين‌ مراسم‌ برگزار شد. در 1977، مجمع‌ عمومي‌ سازمان‌ ملل‌ از طريق‌ تصويب‌ قطعنامه‌اي‌ كه‌ در آن‌ از تمامي‌ كشورها خواسته‌ بود روزي‌ را طبق‌ رسوم‌ ملي‌ و تاريخي‌ خود براي‌ تجليل‌ از حقوق‌ زنان‌ و صلح‌ جهاني‌ اعلام‌ كنند، ضرورت‌ وجود اين‌ روز را رسماً اعلام‌ كرد. روز 8 مارس‌ در اين‌ قطعنامه‌ تعيين‌ نشده‌ بود، گرچه‌ در بسياري‌ از كشورها از گذشته‌ اين‌ روز به‌ عنوان‌ روز جهاني‌ زن‌ رسميت‌ يافته‌ بود.

كلارا زتكين‌، مادر روز جهاني‌ زن‌

در فراز و نشيب‌هاي‌ تلاش‌ براي‌ به‌ تحقق‌ پيوستن‌ خواست‌هاي‌ زنان‌، بسيار كسان‌ نقش‌ داشتند ولي‌ اين‌ كلارا زتكين‌ سوسياليست‌ آلماني‌ بود كه‌ مادر واقعي‌ روز جهاني‌ زن‌ شناخته‌ شده‌ است‌. زتكين‌ با نام‌ كلارا ايسنر (EISSNER) در 1857 در ايالت‌ ساكسوني‌ آلمان‌ به‌ دنيا آمد. در دوران‌ جواني‌ در انستيتوي‌ آموزش‌ معلمان‌ لايپزيك‌ با مسايل‌ سياسي‌ آشنا شد. در 1878 گرچه‌ براي‌ زنان‌ پيوستن‌ به‌ احزاب‌ سياسي‌ غيرقانوني‌ بود ولي‌ او به‌ حزب‌ سوسياليست‌ دموكرات‌ آلمان‌ ( DSD ) پيوست‌. زماني‌ كه‌ اتوفن‌ بيسمارك‌ (صدراعظم‌ آهنين‌) حزب‌ DSD را غيرقانوني‌ اعلام‌ كرد، او درگير فعاليت‌هاي‌ زيرزميني‌ حزب‌ شد. ضمن‌ فعاليت‌هايش‌ با اسيپ‌ زتكين‌ ( Ossip Zetkin )، يك‌ كارگر نجار روسي‌ در لايپزيك‌ آشنا شد و هنگامي‌ كه‌ او ناگزير به‌ مهاجرت‌ به‌ پاريس‌ شد، كلارا نيز همراه‌ او رفت‌. در آن‌ جا صاحب‌ دو پسر شدند. زندگي‌ در فقر، كلارا و همسرش‌ را به‌ سل‌ مبتلا كرد. در 1886 كلارا، با فرزندانش‌ به‌ آلمان‌ بازگشت‌. علي‌رغم‌ فشارها و مسئوليت‌هاي‌ مادري‌ حدود 300 سخنراني‌ در طي‌ سال‌ برگزار كرد كه‌ در هر يك‌ احتمال‌ دستگيري‌اش‌ وجود داشت‌. او در سخنراني‌هايش‌ با تكيه‌ بر شناختش‌ از وضعيت‌ زنان‌ كارگر، به‌ 14 ساعت‌ كار روزانه‌ آنان‌ 6 روز كار در هفته‌ و گذران‌ زندگي‌ با نان‌ سياه‌ و سيب‌ زميني‌ اشاره‌ مي‌كرد. محور سخنان‌ او مبتني‌ بر نقش‌ زنان‌ در صنعت‌، شرايط‌ مشقت‌بار تحميل‌ شده‌ به‌ آنان‌ و ضرورت‌ سازمان‌دهي‌ زنان‌ كارگر بود. زتكين‌ موافق‌ نظريات‌ انگلس‌ بود كه‌ ستم‌ بر زنان‌ را ناشي‌ از ظهور مالكيت‌ خصوصي‌ مي‌دانست‌. او عميقاً تحت‌ تأثير اين‌ گفته‌ي‌ آگوست‌ ببل‌ بود كه‌ « هيچ‌ گاه‌ آزادي‌ نوع‌ بشر بدون‌ برابري‌ زن‌ و مرد و عدم‌ وابستگي‌شان‌ نمي‌تواند وجود داشته‌ باشد.»

زتكين‌ در كنگره‌ي‌ انترناسيونال‌ دوم‌ در پاريس‌ در 14 جولاي‌ 1889 نماينده‌ بود. او يكي‌ از 8 زن‌ نماينده‌ در بين‌ 400 نماينده‌ از 19 كشور به‌شمار مي‌آمد. در سخنراني‌ خود كنگره‌ را به‌ پذيرش‌ حقوق‌ يكسان‌ براي‌ زنان‌ شامل‌ حق‌ راي‌ و دستمزد يكسان‌ براي‌ كار يكسان‌ فرا خواند. كنگره‌ قطعنامه‌اي‌ را در اين‌ مورد تصويب‌ كرد كه‌ كارگران‌ مرد موظفند زنان‌ را بر مبناي‌ حقوق‌ برابر و مزد يكسان‌ بدون‌ تبعيض‌ قايل‌ شدن‌ از لحاظ‌ مليت‌ هم‌ سطح‌ خود قرار دهند. در 1890 بيسمارك‌ از كار بركنار شد و زتكين‌ به‌ آلمان‌ بازگشت‌. در 1892 او سردبير مجله‌ي‌ برابري‌ (Die Gleichheit) شد و تا 1917 در اين‌ سمت‌ باقي‌ ماند. زتكين‌، مجله‌ را به‌ بلندگوي‌ دفاع‌ سرسختانه‌ از جنبش‌ زنان‌ جهان‌ تبديل‌ كرد. در 1914 تيراژ مجله‌ 125000 بود. زتكين‌ در بسياري‌ از اتحاديه‌هاي‌ كارگري‌ فعال‌ بود. در نخستين‌ كنفرانس‌ زنان‌ سوسياليست‌ جهان‌ در 1907 كه‌ 59 زن‌ از 15 كشور در آن‌ شركت‌ داشتند به‌ سمت‌ دبير دايره‌ي‌ بين‌المللي‌ زنان‌ انتخاب‌ شد. در 1910، زتكين‌ در كنفرانس‌ دوم‌ زنان‌ سوسياليست‌ جهان‌ در كپنهاك‌ براي‌ بزرگ‌داشت‌ مبارزات‌ زنان‌ تعيين‌ روزي‌ به‌ عنوان‌ روز جهاني‌ زنان‌ را پيشنهاد كرد كه‌ مورد قبول‌ قرار گرفت‌. در 7 نوامبر 1914، زتكين‌ در مجله‌ي‌ «برابري‌» از زنان‌ سوسياليست‌ همه‌ي‌ كشورها خواست‌ كه‌ به‌ منظور بسيج‌ مخالفين‌ جنگ‌ جهاني‌ اول‌ در سوئيس‌ گرد هم‌ آيند. در زمان‌ تشكيل‌ كنفرانس‌ در سوئيس‌ در مارس‌ 1915، 28 نماينده‌ از بريتانيا، فرانسه‌، آلمان‌، ايتاليا، لهستان‌، روسيه‌، هلند و سوئيس‌ شركت‌ داشتند. اين‌ نخستين‌ اپوزيسيون‌ سوسياليستي‌ عليه‌ جنگ‌ بود. زتكين‌ در اين‌ كنفرانس‌ ابراز داشت‌: «فقط‌ زماني‌ كه‌ بخش‌ اعظم‌ زنان‌ با اعتقادي‌ راسخ‌ از شعار «مقاومت‌ در برابر جنگ‌» حمايت‌ كنند، مي‌توان‌ به‌ استقرار صلح‌ جهاني‌ مطمئن‌ شد.» مدت‌ كوتاهي‌ پس‌ از كنفرانس‌، زتكين‌ دستگير شد. در دسامبر 1918 زتكين‌ و ياران‌ حزبي‌اش‌، حزب‌ كمونيست‌ آلمان‌ (KPD) را بنيان‌ گذاشتند. زتكين‌ به‌ سمت‌ دبير بين‌المللي‌ حزب‌ انتخاب‌ شد. او از 1920 تا 1933 نماينده‌ي‌ حزب‌ كمونيست‌ در رايشتاك‌ (مجلس‌ ملي‌ آلمان‌) بود. گرچه‌ مريض‌ و نابينا بود، بدون‌ توجه‌ به‌ تهديدات‌ نازي‌ها اجلاس‌ رايشتاك‌ را در 30 اگوست‌ 1932 افتتاح‌ و به‌ مدت‌ يك‌ ساعت‌ در محكوميت‌ فاشيسم‌ سخنراني‌ كرد. او گفت‌: آرمان‌هاي‌ ضدفاشيستي‌ نبايد مانعي‌ بر سر راه‌ مبارزات‌ ميليون‌ها زني‌ باشد كه‌ هنوز زنجيرهاي‌ بردگي‌ جنسي‌ را تحمل‌ مي‌كنند و در معرض‌ بيشترين‌ بردگي‌ طبقاتي‌ قرار دارند. با شروع‌ جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ زتكين‌ به‌ شوروي‌ پناهنده‌ شد و در 22 جولاي‌ 1933، 9 سال‌ قبل‌ از حمله‌هاي‌ هيتلر به‌ شوروي‌ در نزديكي‌ مسكو درگذشت‌.

اهداف‌ و دستاوردها

اهداف‌ :

دوره‌ي‌ اوليه‌ شكل‌گيري‌ روز جهاني‌ زن‌ ـ از اوايل‌ دهه‌ي‌ 1900 ـ متأثر از فمينيسم‌ موج‌ اول‌ (1920-1860) بود. در اين‌ دوره‌ي‌ نخستين‌ با تاكيد بر مواضع‌ سوسياليستي‌ و راديكالي‌ جنبش‌ زنان‌، تشكل‌هاي‌ صنفي‌ ـ سياسي‌ زنان‌ سازمان‌دهي‌ شد. موضوعي‌ كه‌ به‌ خودي‌ خود باعث‌ شد زمينه‌ي‌ سوسياليستي‌ و راديكالي‌ در دوره‌ي‌ نخستين‌ روز جهاني‌ زن‌ تقويت‌ شود. با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ موج‌ اول‌ فمينيسم‌ شامل‌ جنبش‌هاي‌ اصلاح‌طلبانه‌ و با هدف‌ كسب‌ حقوق‌ برابر بود، خواسته‌هاي‌ زنان‌ در اين‌ دوره‌ نيز معطوف‌ به‌ موضوعاتي‌ از قبيل‌ حق‌ راي‌، حق‌ كار، آموزش‌هاي‌ حرفه‌اي‌، كاهش‌ زمان‌ كار، بهبود شرايط‌ كار و عدم‌ تبعيضات‌ شغلي‌ و دستمزد بود. بديهي‌ است‌ توجه‌ اجتناب‌ناپذير به‌ مشكلات‌ زنان‌ فرودست‌ جامعه‌ به‌ دليل‌ شرايط‌ نامساعد زندگي‌ و كارِ اين‌ گروه‌ از زنان‌، باعث‌ شده‌ بود تا مسايل‌ زنان‌ اقشار و طبقات‌ ديگر چندان‌ مورد توجه‌ سازمان‌دهندگان‌ روز جهاني‌ زن‌ نباشد.

اما مرحله‌ي‌ دوم‌ جنبش‌ جهاني‌ زنان‌ همراه‌ با آغاز فمينيسم‌ موج‌ دوم‌ (اواخر دهه‌ي‌ 1960) است‌. جنبش‌هاي‌ فمينيستي‌ اين‌ دوره‌ به‌ دو جريان‌ تقسيم‌ مي‌شود. اولين‌ جريان‌ به‌ عنوان‌ جنبش‌ اصلاح‌طلبانه‌ بر محور كسب‌ حقوق‌ يكسان‌ و از بين‌ بردن‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ مطرح‌ شد. جريان‌ دوم‌ با گرايش‌ به‌ آزادي‌خواهي‌ زنان‌ خواهان‌ دست‌يابي‌ به‌ برنامه‌ي‌ هر چه‌ راديكالي‌تر تغيير اجتماعي‌ بود. در پي‌ اين‌ دگرگوني‌، اهداف‌ و غاياتي‌ افزون‌ بر خواسته‌هاي‌ پيشين‌ براي‌ روز جهاني‌ زن‌ در نظر گرفته‌ شد تا در حد ممكن‌، زنان‌ همه‌ي‌ اقشار و طبقات‌ را در سطح‌ جهان‌ دربر گيرد.

اكنون‌ توجه‌ به‌ جهاني‌ بودن‌ مشكلات‌ و راه‌كارها جاي‌ خود را به‌ سنجش‌ مشكلات‌ و ارائه‌ي‌ راه‌حل‌هاي‌ منطقه‌اي‌ و در عين‌ حال‌ پيوندش‌ با راه‌حل‌هاي‌ جهاني‌ داده‌ است‌. به‌ همين‌ دليل‌ در شرايط‌ حاضر اهداف‌ متفاوتي‌ براي‌ اين‌ روز مطرح‌ شده‌ كه‌ از جمله‌ي‌ آن‌هاست‌:

ـ به‌ برنامه‌ درآوردن‌ مسائل‌ و مشكلات‌ زنان‌ و رفع‌ آن‌ها

ـ تأثير گذاردن‌ بر افكار عمومي‌ در خصوص‌ مشكلات‌ زنان‌

ـ اشاعه‌ي‌ موضوعات‌ فمينيستي‌

ـ دفاع‌ از حقوق‌ و شايستگي‌هاي‌ زنان‌

ـ درخواست‌ تغييرات‌ سياسي‌، اقتصادي‌، اجتماعي‌ و حقوقي ‌ ـ شناسانيدن‌ كار خسته‌ كننده‌ي‌ وظايف‌ خانگي‌ كه‌ زنان‌ بدون‌ هيچ‌ گونه‌ دستمزد انجام‌ مي‌دهند

ـ تجليل‌ از فعاليت‌هاي‌ موفقيت‌آميز فردي‌ زنان‌

ـ يكپارچه‌ كردن‌ توان‌مندي‌هاي‌ زنان‌ در سطح‌ ملي‌ و بين‌المللي ‌ ـ پايان‌ بخشيدن‌ به‌ فقر و بي‌خانماني‌ زنان‌

ـ سهيم‌ شدن‌ عادلانه‌تر در ثروت‌ ملي‌

ـ مبارزه‌ عليه‌ نژادپرستي‌، جنسيت‌ گرايي‌، خشونت‌ جنسي‌ و خانگي‌ و ترغيب‌ به‌ احترام‌ گذاردن‌ به‌ شرف‌ و كرامت‌ همه‌ي‌ زنان‌ جهان‌

ـ تأكيد مجدد بر اهداف‌ گذشته‌

دستاوردها:

در چند دهه‌ي‌ اخير، زنان‌ جهان‌ به‌ پيشرفت‌هاي‌ زيادي‌ در عرصه‌هاي‌ زندگي‌ خصوصي‌ و عمومي‌ دست‌ يافته‌اند. امكان‌ دسترسي‌ زنان‌ به‌ آموزش‌ و بهداشت‌ مناسب‌، حضور در بازار كار ـ به‌ ويژه‌ مشاغل‌ تخصصي‌ ـ افزايش‌ داشته‌ است‌. قوانيني‌ كه‌ فرصت‌هاي‌ برابر براي‌ زنان‌ و احترام‌ به‌ حقوق‌ انساني‌ آنان‌ را زمينه‌سازي‌ مي‌كند، در بسياري‌ از كشورها علاوه‌ بر اين‌ كه‌ مورد پذيرش‌ رسمي‌ قرار گرفته‌، تا حد قابل‌ تأملي‌ برد اجتماعي‌ داشته‌ است‌. در چهارمين‌ كنفرانس‌ جهاني‌ زنان‌ در پكن‌ (1995) با حضور 189 كشور با مجموع‌ آرا تاييد شد كه‌ نابرابري‌ بين‌ زنان‌ و مردان‌ در بسياري‌ زمينه‌ها هم‌ چنان‌ باقي‌ است‌ و موانع‌ اساسي‌ براي‌ بهبود شرايط‌ زندگي‌ همه‌ي‌ انسان‌ها نيز هم‌ چنان‌ وجود دارد. در اين‌ كنفرانس‌ تاييد شد كه‌: «پيشرفت‌ زنان‌ و نايل‌ شدن‌ به‌ برابري‌ بين‌ زنان‌ و مردان‌ موضوعي‌ مربوط‌ به‌ حقوق‌ بشر و شرايطي‌ براي‌ ايجاد عدالت‌ اجتماعي‌ است‌ و نبايد به‌ عنوان‌ موضوعي‌ خاص‌ زنان‌ به‌ آن‌ نگريسته‌ شود.» تا زماني‌ كه‌ همه‌ي‌ حقوق‌ و اختيارات‌ زنان‌ متحقق‌ نشود، بعيد است‌ راه‌حل‌هاي‌ هميشه‌ تكرار شده‌ درباره‌ي‌ مشكلات‌ سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌ و سياسي‌ در مجموعه‌ي‌ كشورهاي‌ جهان‌ به‌ طور مؤثري‌ نتيجه‌بخش‌ باشد. از اين‌ منظر، «تلاش‌ براي‌ بهبود زندگي‌ زنان‌ به‌ طور اعم‌ به‌ معناي‌ تغيير اساسي‌ همه‌ي‌ جامعه‌ به‌ سوي‌ پيشرفت‌ است‌. در تلاش‌ جمعي‌ براي‌ صلح‌ و پيشرفت‌، گسترش‌ و تثبيت‌ حقوق‌ و اختيارات‌ زنان‌ مهم‌ است‌. موفقيت‌ در اين‌ مورد به‌ معناي‌ پيشرفت‌ هر كس‌ از پير، جوان‌، زن‌، مرد و كودك‌ محسوب‌ مي‌شود.» (دبير كل‌ سازمان‌ ملل‌. 1995).

اما به‌ طور مشخص‌ مي‌توان‌ موارد زير را از جمله‌ي‌ دستاوردهاي‌ زنان‌ در عرصه‌هاي‌ خصوصي‌ و عمومي‌ دانست‌:

ـ كاهش‌ نابرابري‌ حقوق‌ بين‌ زنان‌ و مردان‌

ـ كاهش‌ زمان‌ كار و بهبود شرايط‌ كار براي‌ زنان‌

ـ كاهش‌ فشار كار خانگي‌ به‌ دليل‌ پيشرفت‌ تكنولوژي‌ و اختراع‌ لوازم‌ خانگي‌

ـ تشكيل‌ و گسترش‌ اتحاديه‌ها و سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌ در دفاع‌ از حقوق‌ زنان‌ و سازمان‌دهي‌ مبارزات‌ زنان‌

ـ ترويج‌ خواسته‌هاي‌ زنان‌ و اين‌ نظريه‌ كه‌ رهايي‌ جامعه‌ به‌ رهايي‌ زنان‌ بستگي‌ دارد

ـ جهاني‌ شدن‌ حق‌ راي‌ زنان‌

ـ كاهش‌ نرخ‌ بيسوادي‌ زنان‌ و رشد آموزش‌هاي‌ تخصصي‌ زنان‌ و تصدي‌ مشاغل‌ مهم‌ اجتماعي‌، اقتصادي‌ و سياسي ‌ ـ تقويت‌ و همبستگي‌ ميان‌ زنان‌ كشورهاي‌ مختلف‌ جهان‌ از طريق‌ تشكيل‌ كنگره‌ها و اجلاس‌هاي‌ جهاني‌ زنان ‌ ـ برانگيختن‌ نفرت‌ و انزجار عمومي‌ نسبت‌ به‌ خشونت‌ جسماني‌، آزارها و سوءاستفاده‌هاي‌ جنسي‌ و حرمت‌شكني‌ زنان‌ در محيط‌ خانواده‌ و كار

ـ گسترش‌ تظاهرات‌، راه‌پيمايي‌ها، اعتصابات‌ و... به‌ منظور دفاع‌ از حقوق‌ و آزادي‌هاي‌ زنان ‌ ـ افزايش‌ نقش‌ زنان‌ در مبارزه‌ براي‌ صلح‌ جهاني‌

ـ تعيين‌ سال‌ 1975 به‌ عنوان‌ سال‌ جهاني‌ زنان‌ و به‌ رسميت‌ شناختن‌ روز جهاني‌ زنان‌ از سال‌ 1977 از سوي‌ سازمان‌ ملل‌

معضلات‌ قديمي‌ اما هم‌ چنان‌ در پيش‌ رو

در اِعمال‌ خواست‌ زنان‌ براي‌ برابري‌ در جامعه‌ پيشرفت‌هايي‌ حاصل‌ شده‌ است‌. در برخي‌ كشورها، حداقل‌ بر روي‌ كاغذ ـ حق‌ دستمزد يكسان‌ با مرد براي‌ كار يكسان‌ ـ به‌ رسميت‌ شناخته‌ شده‌ است‌. هر چند در اغلب‌ جوامع‌ به‌ طور متوسط‌ زنان‌ بين‌ 30 و 40 درصد كمتر از مردان‌ دستمزد دريافت‌ مي‌كنند. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ زنان‌ نسبت‌ به‌ گذشته‌ آگاهي‌ بيشتري‌ پيدا كرده‌اند و ميل‌ مبارزه‌ براي‌ آنان‌، عيني‌تر و اَشكال‌ مبارزه‌ براي‌شان‌ مشخص‌تر شده‌ است‌. زنان‌ به‌ توانايي‌هاي‌ خود بيشتر وقوف‌ يافته‌اند و در عرصه‌هاي‌ عمومي‌ و آكادميك‌ و زندگي‌ جمعي‌ پيشرفت‌ زيادي‌ داشته‌اند. در سطح‌ جهان‌، زنانِ بسياري‌، از وابستگي‌ اقتصادي‌ به‌ مردان‌ و كار شاق‌ خانگي‌ رها شده‌اند. اختراع‌ لوازم‌ خانگي‌، زماني‌ را كه‌ زنان‌ براي‌ انجام‌ امور خانگي‌ و مراقبت‌ از كودكان‌ اختصاص‌ مي‌دادند كاهش‌ داده‌ است‌، امّا در عين‌ حال‌ اين‌ امكانات‌ در اختيار كساني‌ قرار مي‌گيرد كه‌ امكان‌ تهيه‌ي‌ آن‌ را دارند. متأسفانه‌ در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ به‌ دليل‌ كمبود امكانات‌ مالي‌ براي‌ استفاده‌ي‌ هرچه‌ گسترده‌تر از دستاوردهاي‌ تكنولوژيكي‌، روند رهايي‌ زنان‌ از ستم‌ مضاعف‌ به‌ كندي‌ صورت‌ مي‌گيرد. شغل‌هاي‌ جديدي‌ در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ به‌ وجود آمده‌ كه‌ اكثر آن‌ها خاص‌ زنان‌ جوان‌ است‌ ولي‌ از آن‌ جايي‌ كه‌ اين‌ شغل‌ها نقش‌ عمده‌اي‌ در توليد واقعي‌ كالاهاي‌ اساسي‌ ندارند، پيشرفت‌ تكنولوژيكي‌ در اين‌ زمينه‌ها نيز نمي‌تواند بر بحران‌هاي‌ سرمايه‌داري‌ در اين‌ بخش‌هاي‌ توليدي‌ فائق‌ آيد. در عين‌ حال‌ با خط‌مشي‌ نئوـ ليبرالي‌، حقوق‌ و اختيارات‌ كارگران‌ پيوسته‌ در مخاطره‌ قرار مي‌گيرد. زنان‌ شاغل‌ به‌ ويژه‌ كارگران‌ نسبت‌ به‌ مردان‌ هم‌ شغل‌ خود از امنيت‌ شغلي‌ و امكانات‌ آموزشي‌ و بهداشتي‌ كمتري‌ برخوردار مي‌باشند. پايين‌ بودن‌ استانده‌هاي‌ زندگي‌ آنان‌ با افزايش‌ چشمگير استثمار جنسي‌ همراه‌ است‌. در برخي‌ از كشورهاي‌ پيراموني‌، تكنولوژي‌ نوين‌ در زندگي‌ اكثر زنان‌ نقشي‌ ايفا نمي‌كند. آنان‌ به‌ سختي‌ وارد قرن‌ بيستم‌ شده‌اند. قرن‌ بيست‌ و يكم‌ هنوز بسيار دور است‌! سرمايه‌داران‌ در اين‌ كشورها در خدمت‌ مؤسسات‌ مالي‌ و چند مليتي‌ هستند و قادر نيستند بر بحران‌هاي‌ متعدد ناشي‌ از بازپرداخت‌ وام‌هاي‌ خارجي‌، سقوط‌ پول‌ رايج‌، كاهش‌ قيمت‌ محصول‌، زيرساخت‌ نامناسب‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ و فقدان‌ امكانات‌ آموزشي‌، بهداشتي‌ و رفاهي‌ لازم‌ غلبه‌ كنند. حدود نيمي‌ از مردم‌ جهان‌ از امكان‌ استفاده‌ از لوازم‌ خانگي‌ پيشرفته‌ محرومند. ديگر استفاده‌ از اينترنت‌ جاي‌ گفت‌وگو ندارد.

اكثر بي‌خانمان‌ها و پناهنده‌هاي‌ جهان‌ زنان‌ و كودكان‌ هستند و از جنگ‌هاي‌ منطقه‌اي‌ و داخلي‌ و بلاياي‌ طبيعي‌ مي‌گريزند. گريز برخي‌ از آنان‌ به‌ كمپ‌هاي‌ پناهندگان‌ است‌ كه‌ هر نامي‌ مي‌توان‌ بر آن‌ كمپ‌ها گذاشت‌ جز بهشتي‌ امن‌. صدها زن‌ كوزوويي‌ كه‌ به‌ دنبال‌ پناهندگي‌ به‌ آلباني‌ بودند طعمه‌ي‌ سهل‌الوصولي‌ براي‌ قاچاقچيان‌ انسان‌ شدند كه‌ آنان‌ را به‌ آمستردام‌ و شهرهاي‌ ديگر منتقل‌ كردند. هم‌ چنان‌ كه‌ هزاران‌ زن‌ از اروپاي‌ شرقي‌ و آسيا كه‌ به‌ دنبال‌ شغل‌هاي‌ آسان‌ و پردرآمد در اروپاي‌ غربي‌ و امريكا بودند، به‌ دام‌ باندهاي‌ قاچاق‌ افتادند و مجبور شدند براي‌ بازپرداخت‌ بدهي‌هاي‌ خود به‌ عنوان‌ كارگران‌ جنسي‌ در فاحشه‌ خانه‌ها مشغول‌ به‌ كار شوند. ده‌ها هزار از زناني‌ كه‌ در فيليپين‌ و سري‌لانكا در فقر زندگي‌ مي‌كنند براي‌ انجام‌ «خدمات‌ خانگي‌» با تطميع‌ مالي‌ به‌ كشورهاي‌ حوزه‌ي‌ خليج‌ فارس‌ مهاجرت‌ كرده‌ و به‌ كار شاق‌ مي‌پردازند. بسياري‌ از آنان‌ به‌ علت‌ قراردادهايي‌ كه‌ در آن‌ها تمامي‌ حقوق‌شان‌ در مقابل‌ «كارفرما» نفي‌ شده‌ است‌، دست‌ به‌ خودكشي‌ مي‌زنند. گزينه‌ي‌ ديگر براي‌ كار كردن‌ زنان‌ در خارج‌ از كشور، هنگامي‌ كه‌ در محل‌ زندگي‌ خود كاري‌ پيدا نمي‌كنند، مهاجرت‌ به‌ مناطق‌ تجاري‌ «آزاد» (Free Trade Zone) است‌. در چنين‌ مناطقي‌ غالباً اتحاديه‌هاي‌ كارگري‌ غيرقانوني‌اند و 10 ساعت‌ كار در روز معمول‌ است‌. شرايط‌ خوابگاه‌ها بسيار نامناسب‌ بوده‌ و در صورت‌ باردار شدن‌ زنان‌ يا مبارزه‌ براي‌ احقاق‌ حقوق‌شان‌، كارفرما بلافاصله‌ راهي‌ براي‌ اخراج‌ آنان‌ پيدا مي‌كند. بعيد است‌ كشوري‌ در جهان‌ باشد كه‌ زنان‌ آن‌ بتوانند ادعا كنند حقوق‌ و فرصت‌هاي‌ يكسان‌ با مردان‌ دارند. در دهه‌ي‌ آخر قرن‌ بيستم‌، تعداد افرادي‌ كه‌ روزانه‌ با كمتر از يك‌ دلار گذران‌ مي‌كنند از 3/1 ميليارد به‌ 5/1 ميليارد نفر رسيد. امّا حدود 70 درصد مردم‌ فقير جهان‌ زن‌ هستند. حدود 34 از 960 ميليون‌ بي‌سواد جهان‌ زن‌ هستند. اين‌، تبعيضي‌ آشكار است‌. كنفرانس‌ بين‌المللي‌ سازمان‌ ملل‌ در زمينه‌ي‌ جمعيت‌ و توسعه‌ (ICPD) در قاهره‌، با حضور 179 كشور نقطه‌ي‌ عطفي‌ در رويكرد جهان‌ به‌ موضوع‌ جمعيت‌ بود و توجه‌ بر نيازهاي‌ انساني‌ معطوف‌ شد؛ نه‌ بر شماره‌ي‌ انسان‌ها. در اين‌ كنفرانس‌ تصويب‌ شد كه‌ كارآيي‌ برنامه‌هاي‌ جمعيت‌ و توسعه‌ با بهبود وضعيت‌ آموزشي‌، احقاق‌ حقوق‌ و جايگاه‌ اجتماعي‌ زنان‌ در جامعه‌ بستگي‌ مستقيم‌ دارد.

امّا تاكنون‌ علي‌رغم‌ حصول‌ برخي‌ موفقيت‌ها در تحقق‌ پيمان‌ قاهره‌، نابرابري‌ زنان‌ به‌ عنوان‌ مانعي‌ كليدي‌ بر سر راه‌ توسعه‌ هم‌ چنان‌ باقي‌ است‌. هنوز عوامل‌ بسيار مؤثري‌ در نابساماني‌هاي‌ زندگي‌ جنسي‌ و زادآوري‌ زنان‌ وجود دارد كه‌ بهبود چنداني‌ نيافته‌ است‌. در زير به‌ مواردي‌ از مشكلات‌ قديمي‌ در زمينه‌هاي‌ بهداشت‌ زايمان‌ و تنظيم‌ خانواده‌ كه‌ هم‌ چنان‌ پيش‌ روست‌ اشاره‌ مي‌شود:

ـ در جهان‌ در هر دقيقه‌ يك‌ زن‌ به‌ دليل‌ مشكلات‌ حين‌ بارداري‌ يا زايمان‌ مي‌ميرد؛ مرگي‌ كه‌ به‌ سادگي‌ قابل‌ پيشگيري‌ است‌.

ـ فقط‌ 53 درصد زايمان‌ها در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ توسط‌ كادر متخصص‌ پزشكي‌ انجام‌ مي‌شود ـ تفاوت‌ چشمگيري‌ در مورد مرگ‌ و مير حين‌ زايمان‌ در بين‌ كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ و در حال‌ توسعه‌ وجود دارد. يك‌ نفر از هر 48 نفر در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ در مقايسه‌ با يك‌ نفر از هر 1800 نفر در كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ در خطر مرگ‌ ناشي‌ از بارداري‌ قرار دارند.

ـ هنوز 40 درصد زنان‌ جهان‌ به‌ خدماتي‌ كه‌ در راستاي‌ برنامه‌ي‌ تنظيم‌ خانواده‌ است‌ دسترسي‌ ندارند.

ـ هر دقيقه‌ 380 زن‌ باردار مي‌شوند كه‌ 190 مورد آن‌ بدون‌ برنامه‌ريزي‌ يا ناخواسته‌ است‌.

در كنفرانس‌ قاهره‌ بر امكانات‌ لازم‌ به‌ منظور گسترش‌ حقوق‌ جوانان‌ در زمينه‌هاي‌ بهداشتي‌ و آموزش‌ نيز تأكيد شده‌ است‌ ولي‌ متاسفانه‌ هنوز :

ـ سالانه‌ بيش‌ از 15 ميليون‌ كودك‌ از مادران‌ نوجوان‌ متولد مي‌شوند

ـ مشكلات‌ بارداري‌ يكي‌ از عمده‌ترين‌ دلايل‌ مرگ‌ دختران‌ در سنين‌ 15 تا 19 سال‌ است‌

ـ بيماري‌هاي‌ آميزشي‌ و ايدز به‌ صورت‌ فزاينده‌اي‌ بين‌ جوانان‌ خصوصاً دختران‌ شيوع‌ پيدا كرده‌ است‌. نيمي‌ از موارد مبتلايان‌ جديد ايدز در سنين‌ بين‌ 10 تا 24 سال‌ قرار دارند. اين‌ همه‌ نمونه‌هايي‌ از همه‌ي‌ كاستي‌هايي‌ است‌ كه‌ از جمله‌ از طريق‌ فعاليت‌هاي‌ معطوف‌ به‌ روز جهاني‌ زن‌ مي‌بايد مورد توجه‌ قرار گيرد.

توان‌مند كردن‌ زنان‌، برابري‌ جنسيتي‌ و برابري‌ حقوق‌ فردي‌ و اجتماعي‌ نيز بخشي‌ از برنامه‌ي‌ كاري‌ آتي‌ را تشكيل‌ مي‌دهد كه‌ با همكاري‌ با سازمان‌هاي‌ غيردولتي‌، دولتي‌ و نهادهاي‌ جامعه‌ي‌ مدني‌ بايد نقش‌ عمده‌اي‌ را در مبارزات‌ زنان‌ داشته‌ باشد.

منابع‌ :

* - این مقاله در فصلنامه «جنس دوم»، شماره 9، 1380 منتشر شده است.

1- Common wealth office of the status of women, IWD

2- Mrian Sawer, IWD, Canberra Times, Feb.17.1997

3- Julie Devaney & Kim Walker, The class origion of IWD, Socialist worker 327, MAR 1, 2000

4- United Nations, IWD, 1996

5- IPPF & Cairo+5 , Focus on IWD, 1999

6- Roy Rydell, IWD: Remembering Clara Zetkin, People’s Weekly World, Mar. 7. 1998

7- CWI, IWD , 8 March 2000

88 SOCIAL THOUGHT, WOMEN’S MOVEMENT, 1996