براي امير يعقوبعلي که زنان را با خود برابر مي خواهد

کاوه مظفري - 8 خرداد 1387

مردان زيادي را مي شناسم که زنان را خار مي شمارند. مرداني که از تحقير زنان لذت مي برند و زنان را تنها وسيله اي براي ارضاي هوس هاي خود مي دانند. مرداني که غيرت خود را در سنگسار زنان خلاصه مي کنند. مرداني را مي شناسم که رفتار غير انساني خود را با زنان، منش پهلواني مي دانند. مرداني که پيروزمندانه، آزار و اذيت زنان را براي دوستانشان روايت مي کنند. مرداني را مي شناسم که ظاهري روشنفکرانه دارند، اما در خفا زنان شان را کتک مي زنند.

قضات مردي را مي شناسم که به دور از احساسات زنانه، زهرا کاظمي ها را از پله پائين مي اندازند. درباره مردان امنيت گستري شنيده ام که زهرا بني يعقوب ها را حلق آويز مي کنند. سرداراني را ديده ام که هر روز در خيابان ها زنان را به ارشاد مي برند. همان هايي که شش زن را يکجا اغفال مي کنند. مرداني را ديده ام که تبعيض عليه زنان را تبليغ مي کنند. مرداني که به نام هنر، چندهمسري را ترويج مي کنند. بازيگراني که دو زنه بودن را تقديس مي کنند.

آري، اخبار خشونت، تجاوز و شکنجه هاي بسياري را شنيده ام که مردان بر زنان روا مي دارند. دولتيان حاکم، چنين مرداني را دوست دارند و آنها را ستايش مي کنند. در مدارس و سربازخانه ها، آنها را تربيت مي کنند. مرداني که نابرابري را تحکيم مي کنند. دولتيان حاکم، مردان را خشن مي خواهند. مرداني که بخوبي دستور مي دهند، همان هايي هستند که به خوبي دستور مي شنوند. سربازاني که خوب مي جنگند، همان هايي هستند که خوب فرمان مي برند. دولتيان حاکم با شعار «عدالت و مهرورزي»، نابرابري را ترويج مي کنند و با برابري خواهان دشمن اند.

***

اما من، امير يعقوبعلي را هم مي شناسم. او زنان را با خود برابر مي خواهد و براي اين برابري تلاش مي کند. او انسانيت، آزادگي و پيروزي خود را در رفتار برابر با زنان مي بيند. امير شعار عدالت نمي دهد، اما عادلانه رفتار مي کند. او براي تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان تلاش مي کند، براي تغيير اين قوانين با مردم صحبت مي کند و امضاي آنها را براي اين تغيير ثبت مي کند.

من، امير يعقوبعلي را دوست دارم و او را ستايش مي کنم. چندسالي است که او را مي شناسم: جواني 20 ساله که در دانشگاه و خيابان، براي زندگي بهتر انسان ها مبارزه مي کند. پسري مهربان و خندان که قلبش براي ستم ديدگان مي تپد. امير الگوي من و بسياري از مردان برابري خواه است. مرداني که از تبعيض هايي که بر زنان روا داشته مي شود ناراضي هستند. مرداني که رنج زنان را رنج خود مي دانند. مرداني که براي تغيير تلاش مي کنند.

امير به خاطر برابري، دو ترم محروميت از تحصيل در کارنامه اش دارد، از ورودش به دانشگاه ممانعت مي شود. امير به خاطر برابري يک ماه بازداشت بوده است. و امروز، امير يعقوبعلي را به جرم برابري خواهي، به جرم صحبت با زنان و مردان اين سرزمين براي رفع تبعيض، به جرم جمع آوري امضاء، به يک سال زندان محکوم کرده اند. مي خواهند او را «مردانه» تربيت کنند...